واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
850
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
[ اوتى ] صورت گرفته بوده آمد و آخرين موقف ، پيش از كرانهء سيردريا ( سيحون ) ، قلمداد شده « 1 » . ظاهرا مغولان هنگام عبور از رود به مشكلاتى برنخوردند . شايد عبور در موسمى از سال وقوع يافته كه رود را يخ پوشانده بوده . دانشمند حاجب به نزد ساكنان زرنوق فرستاده شد و ايشان را قانع كرد كه داوطلبانه تسليم شوند و ضمنا دانشمند به جان و مال مردم را امان داد . و به وعده وفا كرد . مغولان فقط استحكامات را ويران ساختند و از جوانان محل فوجى براى كارهاى محاصرهء [ ديگر شهرها ] گرد آوردند . مغولان [ محتملا تركانى كه در اين لشكركشى شركت داشتند ] به اين شهر لقب قتلغ باليغ ، يعنى « شهر مسعود » « 2 » دادهاند . در زرنوق چند تن از تركمنان يافت شدند كه مغولان را ، از راهى كه پيشتر كس نمىدانست ، به نور هدايت كردند . از آن زمان اين جاده بنام « خانى » ناميده شد « 3 » . جوينى در سال 1251 ميلادى / 649 هجرى از آن جاده عبور كرده . به عقيدهء كسانى كه با آن سرزمين آشنا هستند ، از شرح لشكركشىهاى چنگيز خان و تيمور چنين برمىآيد كه وضع آن نقاط از آن زمان كلا دگرگون شده ، زيرا كه « اكنون بين نور آتا و مصبهاى رود اريس جادهاى - حتى
--> ( 1 ) - شرف الدين على يزدى ، ترجمهء پتىدلاكروآ ، IV ، 216 ؛ چاپ كلكته . II ، 646 ( در چاپ اخير الذكر اين كلمه به صورت « زرتوق » آمده ) ( 2 ) - 121 - 120 . Schefer , « Chrestomatie persane » , t . II , pp جوينى ، چاپ قزوينى ، I ، 77 . ( 3 ) - « خانى » ( همچنانكه در تأليف جوينى آمده . چاپ قزوينى ، I ، 78 ) نه « خالى » كه در چاپ برزين تأليف رشيد الدين منقول است ( بخش XV ، متن ، 80 ؛ ترجمه ، 52 ) .